حس نوشتن نمیاد !
گاهی اونقدر سرم شلوغ هست یا سر خودمو شلوغ میکنم که حسی برای نوشتن نیست
البته که میلیاردها میلیارد کلمه تو مغز من داره میره و میاد و میخام بگم ازشون ولی نمیتونم و نمیگم ازشون !
از وقایع سیاسی داخلی و خارجی تا وقایع اجتماعی و .... همه و همه چیز
حتی دیگه حس نوشتن بقیه خاطرات سربازی م نیست ...هعععی
البته یه مدتی اینجورم ... شاید به قول ملت همیشه در صحنه ... ما هم آخرش پریود شدیم خخخخخ
لیکن هرکسی یک دوره ای داره .... دوره ای بود که شب و روزمون به وبلاگ نویسی بود ... بعد تالار گفتگو و بعد مقاله نویسی و بعد چت و بعد فیس بوک و بعد و ..... بعد و وووووو بعد و ....
خلاصه هر دوره ای میاد و میره
شاید الان تو پریود همین حس نوشتن نیومدن هستم نمیدونم
ولی واقعا دغدغه های مهمتری در حال حاضر دارم که گاه که 24 ساعت شاید تو اینترنت باشم .... حتی دقیقه ای هم وقت برای اینجا نزارم ...
چی بگم نمیدونم
به هرحال .... دوره ما دوره ننوشتن هست ... برم سراغ کارهای مهمتر !
مخلص