گذر زمان !
گذر زمان کلمه کلیدی هست تو جامعه ایرانی
جامعه ایرانی رو به کمبود مطالعه ( پایین ترین سرانه مطالعه در جهان فکر کنم برای ایرانیان پرمدعاست! که تا میگی یک دو سه ، از صد اتفاق که به نام ایرانی ها ثبت ش کردن میگن ولی ای دریغا از 4 خط کتاب خوندن و مطالعه!) و نداشتن حافظه تاریخی همیشه متهم کردند
البته کار من قضاوت این چیزا نیست ، حداقل الان !
میخام از اینجا به یک جای خوب برسم !
به نظر من خیلی ها تو دنیا حافظه تاریخی ندارند و البته صفات اشتراکی هم با یکدیگر دارند مثلا اونایی که هم امریکا هم ایتالیا هم ایران بودند ....( به خصوص نظامی ها که باریک بین تر هستند) میگن خیلی شبیه هم هستند این سه کشور.... هم از نظر خونگرمی و مهمانداری هم رفتارهای اجتماعی
البته مثال های متناقض هم زیاد پیش میاد که مثلا یک ایرانی بهش بگو از تخم شترمرغ تا جون آدمیزاد واست تحلیل میگه ! ولی یک امریکایی روی نقشه هم ممکنه به سختی ایران رو پیدا کنه ! خخخ
لکن در کل یکسری چیزا مشترک هست به نظرم مثل گذر زمان !
این گذر زمان از این جهت میگم که مثلا هشت سال ( دو دوره چهارساله) به یک دولت فرصت کار میدن و بعد میرن سراغ حزب بعدی ! و به اونها هم همین هشت سال رو میدن و بعد هشت سال برمیگردن سراغ حزب قبلی( یا احزاب مشابه با تفکرات حزب قبلی !)
در واقع در طی گذر زمان مردم میان نظراتی که دارند رو تغییر میدن ، گاها حتی 180 درجه !
تو ایران این قضیه دیگه خیلی حاد هست ، تا دیروز دوستی طرفدار رییس جمهور اسبق ایران بود و در پایان دولتش شد علیهش! و بنفشی شد !
و طی دوره اول با وجود اینکه دید هیچ اتفاقی رخ نداد باز هم برای دوره دوم این رییس جمهور فعلی تلاش کرد ! و هرچی در توان داشت برای تخریب رقیب آورد وسط
حالا بعد انتخاب رییس جمهور منتخبش بعد چندماه فهمیده که زهی خیال باطل ....!
در واقع اینجاست که گذر زمان خودشو نشون میده !
یه چیزایی هست هرچقد تو بگی اما ملت باور ندارند تا سرشون بیاد در گذر زمان !
ایرانی ها خیلی اینطوری سرشون میاد ... یعنی هرچی بگی سفید اونها سیاه خودشونو ملاک میدونند ... تا اینکه میفهمند بابا این سفید هست نه سیاه !
نمیتونم بگم که نمیدونم چیه دلیلش چون از نظر تاریخی و روانشناسی و جامعه شناسی مردمی و سیاسی دلایل تقریبا مشخصی داره این نوع رفتار نه فقط در ایران یا در این برهه خاص بلکه در جهان و در کل تاریخ بشری !
زمانی پیامبران میگفتند حق فلان است .... بقیه میگفتند اینطور نیست
زمانی ائمه .... زمانی صالحین ...
خلاصه همیشه بوده و هست این جریان گذر زمان و جمله معروف : آفتاب پشت ابر نمیمونه !
لکن مساله ای که الان هست اینه که ما آیا عبرت میگیریم از تاریخ ؟ به فرموده مولای متقیان یا خیر؟
ما که تاریخ نمیخونیم پس از وقایع تاریخی و مکرها وحقه ها و حقایقش بی خبریم !
ولی وقتی خودمون وسط تاریخ ایستادیم به فاصله هشت سال !!! خداییش دیگه ظلم و جور هست بازم گول بخوری !
بهرحال
گذر زمان خیلی چیزا رو نشون داده و میده همونطور که آفتاب تابان برجام شون رو نشون میده و داد ! و یا انرژی هسته ای حق مسلم ماست اون یکی رئیس جمهور !
بیایید دیگه دست از این گذر زمان برداریم و در زمان قدم برداریم .... هشت سال دیگه رو میدونم از الان میخواهید تحویل حزب مخالف بدید ولی باور کنید ....هشت سال بعد از این برمیگردید سراغ همینا و هشت سال بعد از اون بازم برمیگردید سراغ اون یکی ها
بیایید این روال تکراری الکی رو که در امریکا و انگلیس و ...هم رخ میده تحلیل کنیم
قبلا تو وبلاگ گفتم که تز انگلیسی ها از تشکیل احزاب این بود که اگر حزب ایکس و حزب ایگرگ روبروی هم بودند تو انتخابات و حزب ایکس برنده شد واسه اینکه حزب ایکس خیال نکنه بخور بخور هست و تنبل بازی درنیاره و در عین حال یک چشم بیدار ( حزب ایگرگ) هست که کاراشو بازپرسی کنه موافق طرح احزاب بودن
در واقع با خود احزاب یک سیستم نظارتی دقیق که برای اهداف آینده حزب پیروز و حزب بازنده هم مفید هست ایجاد میکردند.....
در گذر زمان بازی احزاب همیشه هشت سال ( دو دوره چهارساله و..) برای احزاب به ارمغان میاورد و میاره ولی واسه مردم چی ؟
تا حالا فکر کردین که واقعا این وسط باز هم این مردم هستند که هیچ نفعی نمیبرن؟ تازه تو ایران که واقعا به معنای مطلق کلمه حزبی به جز کمونیست های توده ای ( با کارنامه خیانت ها و وادادگی هاشون) وجود نداشته و نداره لکن تو خود انگلستان هم واقعا چقد مردم مهم هستند ؟ در رقابت احزاب؟
به نظر من در گذر زمان مشخص شده که احزاب هم دیگر کارایی ندارند .....طرحی نو باید درافکند !
گذر زمان نشون داده و میده حقایق دولت ها و حکومت ها چیه ولی ما عبرت نمیگیریم .... اما تا به کی ؟
به نظرم در اولین قدم باید قید خیلی مفاهیم علوم سیاسی فعلی جهان بزنیم ! و تاریخی نو بسازیم ! و طرحی جدید
یا حق