آره سلام رفیق


یادم میاد معمولا هربار می نوشتم برا کسی سلام رفیق و اسم کاربریم رو می دید معمولا میگفت سلام دوست عزیز و... کلی القاب علمی و.. میداد بهم بعد میگفت البته ما کمونیست نیستیم ولی ...!


میگفتم بله شما کمونیست نیستید ولی ارادت دارید بهشون! چشمک

البته شوخی میگفتم همیشه ولی برام بسیار جالبه که یه زمانی لقب برادر برای همه معنای برادر رو داشت اما اگر الان بگم برادر ارنستو ... همه میگن سه من ریش و دو سه متر شکم توپ شکل داره طرف!

یه زمانی به کسی میگفتند حاجی که حج رفته باشه و واقعا چه صفایی داشت به یکی میگفتند حاجی


الان به زمانی رسیدیم که معمولا به کسی بگی حاجی میخواد شلوار از پات دربیاره چون معتقده بهش توهین کردی!

داداشم میگفت تو راه بوده بعد یهو راننده تاکسی گفته حاجی کرایه ت شده اینقدر ... بعد طرف که متشخص بوده و دو تیغه قیافه ش گفته: حاجی جد و ابادت هست مرتیکه ...


زمان اینگونه تغییر می کند رفیق پس خودت رو آماده کن برای زمانی که رفیق کمونیستی بشه رفیق لنینی و بعد بشه رفیق استالینی و حال رفیق ارنستو روملی!

آره برادر ... اینطوریاست ... آره همشیره (آبجی؟ خواهر؟ فاطی کماندو؟ )

نمیدونم


به هرحال میدونم خواننده های این وبلاگ خیلی بیشتر از کسانی هستند که کامنت گذاشتند به صورت عمومی و گاه خصوصی .... خوانندگانی که هر از گاه هر کدوم شون به دلیلی خودشون رو نمایان می کنند و باعث بهت هرچه بیشتر من میشن ... در هر فرومی بودم و حتی در تهران بعضا کسانی رو دیدم که از خودم بهتر تکیه کلام هام و نوشته هام توی وبلاگ و سایت دانشجو و میلیتاری و... رو بلد بودند

حقیقتا با وجود اونکه مطابق عادت بچگی کلا سه نمی کردم که شاخ دراوردم قد فلک الافلاک ! اما حقیقتا اول متعجب می شدم بعدم احساس رضایتی بهم دست میداد که بهم میگفت اره ادیب اون همه فحش شنیدن و ... آخرش نتیجه داد و کسانی بودند که بفهمند و بدونند منظور حرفات چیه.

خداییش خیلی وقتا دقیقا در حساس ترین برهه های زندگیم به این چنین اشخاصی برخورد کردم که عین نوری در تاریکی برام بودند ... هربار می خواستم کلا بکشم کنار از وظیفه ای که بر گردنم احساس میکردم از ایام قدیم تاکنون و اون نوشتن و گفتن حرفایی در اینترنت بود که حاصل مدتها کنکاش خودم با دنیای اطرافم و کتاب هایی به ظاهر سرد و بی روح اما پرحرارت و سوزان بودند .. حرفایی که احساس می کردم به نوعی زکات دانش و تفکر و اراده ای هست که کسی که اون بالاست بهش اعطا کردهو حقیری مثل من که این پایینه بهش  دست دوستی داد و بعدش با خودش گفت چرا با هم وطن هام هم زبان هام این حرفا رو در میون نزارم ؟(به بودن یا نبودن ، به امید یا ناامید بودن و معتقد به وجود خدایی برای داشتن امید و زندگی کاری ندارم)

خلاصه میخوام بگم سلام رفیق خوبم ، رفیقی که مدتها با نوشته های طولانی من سر کردی (لازم به تذکره می باشد که کوتاه ترین نوشته هام هنگام درگیری های انتخابات بود که حقیقتا نوشتنم نمی اومد!)

سلام رفیقی که کمونیست نیستی اما ارادت داری به کمونیست ها !

دوستان جدا از شوخی بگم ! همه ما یه جورایی کمونیست هستیم !

.

.

.

.

الان تو ذهنتون انواع و اقسام فکرها شکل گرفته، لابد یه عده میگن دیدین ارنستو رومل ایدئولوژی واقعیش رو گفت دیدین ارنستو فلان دیدین ارنستو بهمان ...

یه عده م میگن ایول ارنستو هم از خودمونه .... دمش گرم

ولی ، ولی حیف منظورم رو نگرفتین از اولین نوشتارهای این شعرایی! که براتون نوشتم! چشمک


سلام رفیق، چند معنی داشت و داره و خواهد داشت ، به قولی درسته بدنم در اختیار شماست اما روحم آزاد است و....

درسته رفیق مصادره شده به نام شوروی اما ... !

الانم درسته کمونیسم مصادره شده برای یک ایدئولوژی خاص ولی رفیق باور کن معنی کمونیسم فقط اونی نیست که تو ذهنت پرورش دادی!

شاید اینطور بگم بهتر باشه: کمونیسم یه جورایی با تلاش و فشار و کار و همت مضاعف! رسانه های دیداری و شنیداری به غولی سیاه و نهایتا خاکستری! برای مردم جهان تبدیل شده که هر کسی با شنیدن اسمش در ایران و جهان در درجه اول به اینکه بی خدا هستند فکر میکنه، البته در خارجه ! اوضاع پیشرفته تر هست و اونا راجبه نظام اقتصادی شون صحبت میکنند! ابتدا به ساکن بعد می رسند به اون چیزا !

خلاصه ذهنیت اکثریت جامعه راجبشون همین هست .. ولی یه ذهنیت که کمتر بهش اشاره شده ولی در تاریخ کمونیسم به خصوص از نوع رفیق استالینی شاهد تمام و کمالش بودیم خشونت بود و بس. خشونت بی حد و حصر ولی در راهی که تونست کشوری برای سالها بعد رفیق استالین سرپا نگه داره و هنگامیکه تصمیم گرفته شد معنای زندگی به اون کشور داده بشه ورای دیکتاتوری و خشونت از هم پاشید!


آره رفیق هزار تا منظور دارم از گفتن اینکه همه ما کمونیست هستیم ... ولی الان فقط یکیش رو میخوام بیارم چون واقعا شما پس میخواهید چیکار کنید بعد خوندن نوشته من اگر نخواهید به مصداق های دیگر کمونیست بودن ماها فکر کنید؟

در زمان اوج انقلاب ها و هیجانات کمونیستی در هر کشوری احساسات مردم و زبان و عقل مردم میشد مثل سنگ ! یا نه بهتره بگم میشد اندیشه ی برادر جرج بوش ! وقتی میگفت یا با ما هستید یا علیه ما !

در اون زمان ها شما اگر مخالف سلطه اقتصادی امپریالیسم یانکی نمی بود متهم به عامل دست امپریالیسم، خود فروخته، بی ایدئولوژی(اون موقع ها یعنی بی خدا!) و.. می شدید !

الانم که نگاه می کنم اطرافم رو از حکومت گرفته تا دولت !(معتقدم ادامه دهنده راه همدیگه هستند با محوریت حکومت اما گهگاه عملا این دو سازمان ؟؟؟ عریض و طویل چنان خلاف هم میرن که ...!) و نیز مردم عادی که تو کوچه و خیابون هستند (مشخصا یه عده تحت تاثیر رسانه ی دست حکومت و نیز عده ای تحت تاثیر ... و....!) وقتی خلاف عقیده شون رو بگی دقیقا عین اون زمانا میشن کمونیست!

یعنی تو بگو ممکنه تو خیابون طرف عشق روشنفکری باشه! بعد باهاش راجبه روشنفکری بحث کنی همچین بره تو دهنت که .... ! همچین شخصی چطور دم از روشنفکری میزنه؟ نه دادا نه رفیق تو یه کمونیستی!

چرا ؟> چون اجازه نمیدی مخالفت حرف بزنه

یا مثلا هرجا که یکی از حکومت اسلامی انتقاد کنه عملا به دلایلی کماکان نامعلوم به سلطه جهانی صهیونیزم بین المللی و استکبار جهانی می چسبه سرانجام هم حریفش نمیشن با گفتن منافق روشنفکرنمای منورالفکر .... سر و ته قضیه رو براش خاموش میکنند! در اینصورت بازهم ای مسلمان نماز خون تو کمونیست ترین آدمی هستی که تو زندگیم دیدم!


راستش میگم کمونیست چون فکر کنم به زودی زود یا اینترنت برا ایران کلا قطع بشه یا به زودی هرچه زودتر شاهد سانسورینگ تمامی کلماتی مثل دیکتاتور! ، هاله ی نور و .. باشیم! برا همین وقتی می بینم کلا روبوت های عزیزمون (و گاها روبات های انسان نمایی که به نام برادر و حاجی می شناسیم و در اینترنت ایران کم هم نیستند! و در نقش روبوت زنده و متحرک ولی با مغز برنامه ریزی شده از بالا یعنی اون بالا بالاهای عظما تر از ما ! حرکت میکنند!) مشغول انجام وظیفه ی قانونی اسلامی خودشون هستند بزار من هم برای مردم ایران مفهوم کمونیسم رو تشریح کنم هم پیشاپیش به سبک ستاد حوادث غیرمترقبه ی یه کشور درپیت که با همه ی جهان به جز کشورهای اروپایی ، اسیایی، امریکایی ! ارتباط داره شامل: گینه بی صاحاب، کشور دوست و برادر و متحد  غزه ! و نیز ایالات متحده حزب الله (به خدا من حزب الله رو خیلی دوست داشتم و دارم ولی خوب خودشون هم اعتراف کردند که با بقیه احزاب متحد شدند که نتیجه ش شکست از تنها حزب باقی مانده! در لبنان بود!) و..... دارای سر و سر زیادی هستیم!(اقا سر و سر چطوری نوشته میشه؟ منظورم رمز و راز و.. ایناست! چشمک)


هیچی دیگه ، اقا ما کلا خسته ایم ... همین ، چند روز پیش تو سایت دانشجو یکی یقه ما رو گرفته بود که تو ایرانی و مسلمان و هم وطن نیستی و فقط منافقا اینطورین و.... برای اینکه کارت سبز بگیری این حرفا رو میزنی

از خدای متعال خواستم به حرف دهن متبرک ! این دوستمون یه عنایتی بکنی و حالی بده به اونجای ما (همون جایی که تو کهریزک صد تا صدتا پسر های هم@@@جنس رو متجاوز شدن! چشمک) و ما رو بفرست خارج

میخواد قیامت باشه میخواد بهشت برین باشه می خواد بهشت برین تر یا همان خارجه عزیز شامل لبنان (عشق اول و آخرم در دنیا !)، امریکا ، المان، ایتالیا یا هرجایی که خودش صلاح میدونه بفرسته

صدالبته اگرم دوستان واواک منو گرفتند بردند هاوایی باز هم راضی هستیم به عنایات خدایی که به من آموخت حق پرست باشم و هرچی که فکر میکنم درست هست و برای فهمیدن راستیش تلاش کردم و تحقیق کردم بیان کنم

این روزا حس عجیبی میگه که .... هنوز منتظر اون اتفاقم ... انسان به امید زنده س من به اتفاقی که امید زندگیم شده!


پایان!


*** لازم به ذکر می باشد معنای استفهامی (یا استنتاجی و...؟، این دکتراهای ادبیات دقیق خاطرم نیست چی بلغور میکردن راجبش!) کمونیسم کاملا مربوط به ایدئولوژی کمونیسم نمیشه بلکه عین معنی


قافله، کاروان !


که هرجا به کار بره اغلب مردم اولین چیزی که خاطرشون میاد قاچاق و مواد مخدر و... هست می باشد!

کمونیسم در جامعه ی ما به شکلی رواج داده شده که نماد سلطه ی خشک و سرد و مهیب هست ... جایی که اجازه داده نمیشه فرد عقایدش رو ازاد بیان بکنه .. حالا کاری ندارم چقدر این استفهام از کمونیسم شوروی و.. درسته ...!


**** بشینید رک و راست با خودتون صحبت کنید ببینید چند نفرتون کمونیست نیستید .... واقعا چند نفرتون اگر بهتون بگه به کسی که مخالفت هست احترام بزار فحش نده دروغ نگو صفحه نزار و... معتقدی؟


هزاران مثال کمونیست بودن من و تو وجود داره .... من یکیش رو بیان کردم! اونم از سر درد


سر کلاس اندیشه اسلامی 2 ... نشسته بودیم .... اخوند خوبی هست ولی ..... راجبه وحی میگفت ... اثبات وحی بعد گفت اشخاصی که الان فراری هستند و... مثل سروش میگفت وحی نیست و...

گفتم استاد ببخشید که سروش بنیان گذار سیستمی هست که من توش درس خوندم و.... پرشور گفت هر سیستمی اشتباه هم داره و... گفتم ببخشید که من دارم همین الان تو همین سیستم اشتباه زندگی میکنم ...

استاد فکر کرد من عاشق چشم و ابروی دکتر سروش هستم و... چیزایی گفت که چون نمیخواستم تو دانشگاه جلو چشم قرار بگیرم منصرف شدم از ادامه بحث فقط یه تیکه انداختم که اون گفت یعنی عقیده من باطل هست؟ گفتم نه استاد، هرکسی از نظر من ازاد هست هر عقیده ای داشته باشه ازادی عقیده س

خندید گفت درسته درس ازاداندیشی!


یه بار دیگه سر کلاس شد بحث که استادان غذاشون چلوکباب هست و ما نهایتش فلافل گرون بوفه !

خندید گفت اقا شما اگر ثابت کردید به ما غذا میده دانشگاه خیلی مرد هستید

گفتم استاد مصداق این درخواست شما که اثبات کنیم غذا خوردید مثل اثبات کردن وحی هست برای ما ! از سوی شما ! زد زیر خنده !


به هرحال خوب فکر کنید چقدر کمونیستیم هر کدوم مون و تون !