اصول استتار

استتار را می توان به انواع گوناگونی انجام داد که در ذیل برای اولین بار به صورت مفصل به زبان فارسی خدمت شما ارایه می گردد.



darco از تیره ی مارمولک ها

در اصول استتار اغلب توجهات به Crypsis یا پنهان کردن خود از دید دیگران با استفاده از عناصر طبیعی و محیطی مانند پوست حیوانات می باشد و به عبارت بهتر هم شکل نمودن خود را با محیط پیرامونی و پنهان شدن از دید دیگران را Crypsis می گویند.

اما در روش های دیگری چون تقلید از حیوانات(mimesis)  و Dazzle( خطای دید، مختل کردن دیدو...) لزوما عنصر پنهان شدن جهت دفاع از خود وجود ندارد و از همین رو متدهای گوناگون قابلیت ترکیب شدن با یکدیگر را جهت رسیدن به حداکثر کارایی دارند.

Crypsis ( پنهانکاری)

به معنی آمیخته شدن و ترکیب با محیط اطراف می باشد، خواه توسط حیوانات انجام گیرد یا توسط انسان ها و تجهیزات نظامی ، تا به سختی قابل کشف  باشند. می خواهد بوسیله دیدن باشد یا اینکه به روش های دیگر کشف مانند شنیدن صدا و یا احساس کردن بو اما در اینجا کشف براساس بینائی و پنهان شدن از دید را مورد واکاوی قرار می دهیم.

Resemblance to the surroundings ( همسانی با محیط پیرامونی)

برخی حیوانات دارای رنگ و الگوهایی می باشند که می توانند به راحتی با محیط خود تطابق و همسانی پیدا نمایند، این مساله یکی از حیاتی ترین راهکارها در بخش استتار در هر محیط  محسوب می شود.

طوطی دم دراز

به عنوان مثال محل زندگی درختی طوطی دم دراز(parakeets) که خود پر سبز رنگ دارد اصولا سبز رنگ می باشد. یا woodcocks ( خروس جنگلی) که دارای پوست قهوه ای و لک دار می باشد و متناسب با محیط پیرامونی اش که کف جنگل می باشد پرداخته شده است.

همچنین حیوانی چون بوتیمار(bittern) که پوست قهوه ای خط خط و چرم گاو مانند دارد و نیز اصولا هر حیوان و پرنده دیگری دارای رنگ و شکل خاص با زیست بوم محیط خود می باشد.

می توان به مثال های دیگری در نقاط مختلف جغرافیایی اشاره داشت مانند حیواناتی که در محیط بیابانی زندگی میکنند و دارای رنگ های بیابانی وابسته به محیط مانند شن و سنگ های صخره ای و رنگ های زرد تیره و چرمی شبیه گاومیش و خاکستری مایل به قهوه ای یا خرمایی ... می باشند.


روباه صحرایی

حیواناتی مانند روباه یا موش صحرایی ، چکاوک سنگلاخی و کوکر ( پرنده ای شبیه به کبک و بلدرچین و در پرواز شبیه کبوتر) یا حتی افعی شاخدار و ... از این قبیل رنگ آمیزی ها بهره مند هستند.

یونیفرم های نظامی نیز معمولا براساس محیط طبیعی پیرامونی و پس زمینه منطقه جغرافیایی طراحی می شوند. لباس های خاکی یک طراحی خاک آلود یا گل مانند و یا پر از گرد و غبار ( مثلا خاکی بسیجی کشور خودمان) برای محیط هایی مناسب برای خدمت یگان هایی است که در جنوب آسیا و یا آفریقا و ... مستقر هستند و به عنوان یک انتخاب محتمل و معقولانه برای آنها شناخته می شود.

همچنین از انواع پوشش پروانه ها ( مانند پروانه های فلفلی peppered moth) که دارای رنگ آمیزی یکسان با درختان است نیز استفاده می شود.

از تیره باقرقره سیاه


Disruptive coloration( برهم زننده رنگ آمیزی)

در این روش از مختل کننده های قوی و متضاد و غیرتکراری مانند لکه ها و رنگ های راه راه برای شکستن شکل خطوط منظم انسان یا خودرو همچون حیوانات استفاده می شود مانند گورخر، پلنگ و ...

پلنگ ها از استتار مختل کننده ( برهم زننده رنگ) استفاده می کنند تا به هدف خود نزدیک شوند یا پرنده های چون شبگردهای مصری (Egyptian nightjar) که برای پنهان ماندن خود از چنگ شکارچیان استتار بسیار زیبا و قدرتمندی دارد.


شبگرد مصری

الگوی به هم زننده یا مختل کننده یکی از روش های استفاده شده در نظامی گری می باشد که هم برای تجهیزات و هم نفرات به کار برده می شود. البته الگوی مختل کننده همیشه جوابگو نیست به خصوص که عواملی چون نور و سایه و نیز شکل جسمی و نهایتا الگوی رفتاری( انضباطی) که در این روش به کار برده شده است  در اثرگزاری حداکثری آن کاملا تاثیرگزار می باشد.

البته شاید بسیاری بپندارند که هرچه جسمی بزرگتر باشد توانایی مستتر کردن آن کاهش می یابد درحالیکه باید دانست میزان بزرگی جسم در توانایی مختل کردن دید بیننده تاثیرچندانی ندارد و نمونه بارز حیوانی آن ، زرافه می باشد که با وصف داشتن هیکلی درشت دارای استتاری است که به راحتی در دید بیننده اختلال ایجاد می نماید.

البته باید دانست که برخی محققان از زرافه بزرگسال به عنوان حیوانی نام میبرند که دارای cryptic ( پنهانکاری) می باشد چراکه وقتی زرافه بزرگسال در میان درختان و شاخ و برگ انبوه آن می ایستد عملا از دید بیننده غائب می گردد و به همین خاطر آنرا دارای توانایی پنهانکاری میدانند.

در کل زرافه بزرگسال توانایی دید بهتری به نسبت زرافه ای که هنوز دوران بلوغ را طی نکرده است دارد و می تواند نزدیک شدن حیوانات درنده ای چون شیر را به راحتی ببیند و با توجه به سایز و اندازه اش بهتر می تواند از خود دفاع کند، درحالیکه در زرافه های نابالغ این امر کمتر به چشم می آید.


Eliminating shadow( حذف کردن سایه)


برخی حیوانات مثل مارمولک شاخ دار در جنوب امریکا توانایی پیچیده ای در حذف کردن سایه دارند. بدن آنها هموار و صاف با کناره هایی نسبتا نازک و تیغه هایی در طراف بدنشان هستند. این حیوانات بنا به عادت خود بدن شان را به زمین فشار می دهند و کناره بدنشان با فلس های سفید به طور موثری در مخفی کردن و مختل کردن هر قسمت باقی مانده از سایه شان موفق می شوند. در تئوری گفته می شود که این مارمولک ها با تطبیق تدریجی خود با محیط بیابانی اطرافشان به این قابلیت دست یافته اند ( حتی وقتیکه در یک محیط صخره ای زندگی میکنند با استفاده از پوست و شکل و رنگ آن خود را مانند یک تکه سنگ نشان میدهند ). در سوی دیگر پروانه های به نام چوب خالدار( Pararge aegeria) با بالابردن بالهایشان بر پشت خود عملا سایه را محو میکنند به این صورت که با هماهنگی با نور خورشید و چرخش به یک سمت به سوی آن به طوریکه تبدیل به یک خط کم رنگ نازک می شود و یا در برخی پرندگان مانند ( شبگرد اروپایی) که در زمین لانه ای را انتخاب میکنند که به سمت خورشید است. عملا حذف سایه به عنوان یک اصل استتار نظامی در طول جنگ جهانی شناخته می شد.

Self-decoration ( خود دکوراسیون)

برخی حیوانات هستند که خودشان را با استفاده از وسایل موجود در محیط زبست شان مخفی میکنند مانند پوسته درختان و شن و یا حتی استفاده از شفق خورشید ! جهت شکستن همسانی خطوط خارجی بدنشان و پنهان نمودن خود و بدنشان و همسان سازی با محیط پس زمینه پیرامونی شان استفاده میکنند.

به عنوان مثال caddis fly با ساختن یک سری لارو مگس عملا زندگی خود را داخل آنها انجام می دهد یا یک خرچنگ دکوراتور پشت خود را با جلبک ها و اسفنج ها و سنگ دریایی پوشش می دهد.


یک تک تیرانداز اسراییلی کمین کرده با استتار خودساخته( خود دکوراسیون، از نوع مجموعه Ghilie)

در نظامی گری نیز اصول مشابهی در جریان است به عنوان مثال یک تک تیرانداز وقتیکه مجموعه ی Ghilie را می پوشد عملا خود را طوری استتار و تزیین کرده است تا از چشم دشمن پنهان بماند.  تک تیرانداز با استفاده از موادی مانند چمن ، برگ درختان و ... می تواند به سرعت در میان جنگل و بوته ها و درختان و ... پنهان شود. این تکنیک در سال 1916 در ارتش بریتانیا استفاده از آن تصویب و تایید شد.

Cryptic behavior( حرکات  و رفتار  و انضباط پنهان )

یکی از راهکارهای موفق شدن استتار را می توان انجام حرکات و جنبش مناسب دانست به نحویکه از چشم شکار یا شکارچیان دور بمانیم. به همین دلیل جز اصول استتار قرار دارند. به عنوان مثال خرکات آرام و بی سر و صدای ببر یا دراز کش شدن جهت جلوگیری از شناسایی شدن سبب رسیدن به شکار و یا حتی فرار از دست شکارچی می شود.


در کل می توان روش های گوناگونی برای استتار در نظر گرفت که ترکیب آنها با یکدیگر رفتار پنهان شکل میگرد. به عنوان مثالی دیگر مخفی کردن سایه خود همراه با تطابق یافتن با پوشش محیط اطراف عملا سد محکمی برای دفاع و تهاجم به مارمولک شاخ دار می دهد و یا در اقیانوس ها اژدهای دریای (leafy sea dragon) نیز با پنهان نمودن خود میان جلبک ها در عین ساتتار خود نوعی از پنهانکاری رفتاری را نشان می دهند.

Motion camouflage( استتار حرکتی)

اغلب استتارها و الگوهای استتاری چه برای حیوانات و چه انسان ها غیرموثر است وقتیکه آنها از وضعیت سکون به حرکت در می آیند زیرا این حرکات سبب می شود به راحتی در چشم شکارچیان و دشمنان و ... به نظر برسند اما زنبورها و آسیابک ها( شبیه سنجاقک ها) توانایی استتار حرکتی دارند. معنی استتار حرکتی  ماندن  و حرکت در یک خط مستقیم  است در راستای هدف و یک نقطه ی ثابت در چشم اندازی که می بینید. در این صورت گویا تعقیب کننده حرکتی نمیکند ولی به صورت یک مه ( سایه مبهم) پدیدار می شود ودر بینایی چشمان هدف به صورت یک جسمی که بزرگ می شود پدیدار می شود.( شاید بتوان حرکات بروسی را یادآور شد که سبب می شد دید بصری حریف به دلیل سرعت و حرکات منظم  دستانش در یک مسیر مشخص سبب اخلال گردد و مبهم ببیند هدف اصلی که همانا دستان وی بود)


از این تکنیک می توان در امور نظامی استفاده کرد به مانند موشک که برای به حداقل رساندن خط شناسایی توسط دشمن استفاده می شود. به هرحال مهندسان موشکی و حیوانات مانند خفاش ها با استفاده از این تکنیک درصدد به حداکثر رساندن تاثیر استتار هستند.


Changeable skin pattern / colour( قابلیت تغییر الگوی رنگ بدن)

حیواناتی مانند افتاب پرست و ماهی مرکب و هشت پا به صورت فعال توانایی تغییر رنگ و الگوی بدن شان را دارند. با استفاده از رنگ دانه های حاوی chameleon و انعکاس دادن نور به سلول های اندام موجود در بدن دوزیستان و ماهی ها و خزندگان و سخت پوستان و باکتریها و ...عملا می توان نوعی معجزه را به چشم دید.

دیگر حیوانات مثل خرگوش و روباره قطب شمال، و قاقم ها و ... در تابستان رنگ قهوه ای یا خاکستری دارند و در زمستان به رنگ سفید پوششان در می آید. البته روباه قطب شمال تنها حیوانی است از خانواده ی سگ ها که قادر به انجام این کار می باشد در عین حال خرگوش های قطب شمال که در شمال کانادا زندگی میکنند یعنی جایی که تابستان بسیار کوتاه است در تمام طول سال سفید باقی می مانند.

این مساله در نظامی گری نیز کاربرد دارد و از آن به نام Active camouflage نام برده می شود. تکنیک های ساده مانند تغییر لباس ( در زمستان استتار سفید و در شب سیاه) و نیز رنگ آمیزی مجدد ماشین ها به خصوص در جنگ جهانی دوم از نمونه های بارز استتار فعال بوده است .

در سال 2011 شرکت BAE Systems اعلام نمود که به توانایی تطابق استتار مادون قرمز و تکنولوژی آن دست یافته است. به این صورت که با استفاده از 1000 پانل 6 ضلعی برای پوشش دادن دو طرف تانک به صورت پانل سرد و گرم اقدام نموده تا باعث مطابقت با محیط اطراف و وسیله نقلیه شود (Crypsis) و یا یک شی مانند یک ماشین را به روش Mimesis هنگامیکه توسط اشعه مادون قرمز پیدا شده است را پنهان نماید.


Countershading( مبارزه با سایه ، کم کردن اثر سایه)

در قسمت های قبلی به حذف سایه اشاره نمودیم و حال به استفاده از روشی که شاید توجه صحیحی روی آن نباشد می پردازیم.


در این روش الگوی رنگ آمیزی حیوانات به نحوی است که در آن رنگدانه ی تیره حیوان در قسمت بالای بدن وی و رنگدانه ی سبک در قسمت زیرین قرار  دارد. هنگامیکه نور در یک جسم اینگونه می تابد سبب می شود که رنگ بالا سبک تر و رنگ پایین تیره تر به نظر برسد. این الگو در بسیاری از پستانداران یا فت می شود مانند آهو، کوسه و دلفین ها و ... اما این روش در مسایل نظامی کمتر استفاده دارد، به این خاطر که در جنگ جهانی دوم یک جانورشناس انگلیسی به نام Hugh Cott به شدت به دنبال اثبات اثرگزاری مثبت این روش برای ارتش بریتانیا بود ولی ارتش بریتانیا آنرا رد نمود. در آن زمان اغلب سربازان به اشتباه فکر میکردند که تورهای شبکه ای که روی تجهیزات می اندازند به مانند یک تور نامریی عمل میکند و آنان را تقریبا از دید دشمن مخفی میداد.به هرحال استفاده از این تکنیک تا مدتی در هواپیماها رایج بود به اینگونه که رنگ آمیزی بالای بدنه با پایین بدنه هواپیما متفاوت بود تا هر نگاه از یک زاویه دید ( بالا اسمان یا روی زمین) سبب استتار از دو طرف برای هواپیما شود.

البته با گسترش دنیای مدرن و اختراع رادارهای پیشرفته این متد استتار به تدریج از دایره اصول استتار نظامی خارج شد.



منتظر قسمت بعدی ما باشید ، به دلیل رعایت حجیم نشدن بیش از حد صفحه بسیاری از تصاویر ناب و بکر را قرار ندادیم ! ولی منتظر ما باشید ! عیدانه ای بسیار جذاب از تصاویر بسیار بکر و نادیده از عجایب زیست شناسی و جغرافیایی جهان .... با وبلاگ ما


+++++++++++++++++++++++++++++

یاد شهیدان 2

ثواب آموزش این قسمت تقدیم میشود به شهید تکاور مجتبی بابایی زاده

=============================

شهید تکاور مجتبی بابایی زاده از نوابغ چریکی و نظامی یگان صابرین بود که به دلیل مهارت های بالای نظامی در یگان صابرین می درخشید

وی با وصف اینکه در شب عملیات روز سیزدهم شهریور ماه یک هزار و سیصد و نود خورشیدی از سوی فرماندهین عملیاتی از اجرای عملیات معاف شده بود به صورت مخفیانه و پوشاندن صورت خود ، توانست راهی به داخل نیروهای اعزامی به ارتفاعات جعفرخان( جاسوسان) پیدا نماید ....

وی با اصابت گلوله ای به سینه ( درست همانجایی که قبل از اعزام نیروها و در پی آموزش امداد و نجات به یکی از بهدارهای یگان پرسیده بود: که اگر برفرض گلوله خورد به این مکان چه باید کرد) به درجه رفیع شهادت نائل آمدند...

یادش پر رهرو باشد و سلاحش در دستان همرزمان و پیروان ولایت انشالله

قهرمان شهید من ، شهید تکاور مجتبی بابایی زاده است

موفق باشید